تبليغاتX
زندگی نازبانو - یه پست عجله ای...
شادیها، غمها و روزمره گیهای نازبانو
خب از نخودچی خورون منصرف شدم چون به جز اینکه دائم فکر خودم و شما رو درگیر این مسایل بکنه فایده ای نداره فقط به درد خالی کردن دل من می خورد

بعد از حدود دوهفته ای که کار پایان نامه رو ول کرده بودم حالا به شدت درگیر کردم خودم رو و خدا رو شکر داره خوب جلو می ره. خوبیش اینه که این آخر هفته همش بوبی سر کاره و من می تونم به درس و مشقم برسم و وقفه ای توش پیش نمیاد.....

یه درخواست!!! لطفا اگه کسی کار با نرم افزار لیزرل رو بلده یا کسی رو می شناسه که با این نرم افزار کار می کنه بهم خبر بده... سر پیری با این همه اهن و تلپم تو آمار و اس پی اس اس حالا که نوبت به پایان نامه خودم رسیده باید از لیزرل استفاده کنم 

برادرم امتحان دکترا داده و راضی بوده... نمی دونم چرا انقدر قلقلکم اومده که شرکت کنم سال دیگه... (اصلا هم اسمش حسادت نیست رقابت سازنده اس)

دیروز بعد از حموم بزرگترین سایز تی شرت بوبی رو تنم کردم ولی باز هم به نظرم چسبونه و راحت نیستم. نمی دونم این دخترک تا کجا می خواد پیشروی کنه. وقتی می شینم یه شکم قلنبه روی پام میفته. از یه طرف دلم می خواد زودتر بیاد و از طرف دیگه می گم نه هنوز کوچولوئه و گناه داره... به نظر شما من خیلی غیر نرمالم که روزی دوتا بستنی و ده پونزده تا زرد آلو و همینقدر گوجه سبز علاوه بر صبحونه مفصل شامل شیر و نون و پنیر و کره و عسل و شام سبک(واقعا سبک) با سالاد و ماست می خورم؟؟؟؟ (برادرم دوروز اینجا بود دائم می گفت الانه که بترکی چقدر میوه می خوری؟) ضمنا تا حالا که آخر ماه هشت هستم حدود ۹ کیلو اضافه وزن داشتم....

برم به درس و مشقم برسم. می دونم دیگه حالتون به هم می خوره از اینکه از پایان نامه ام حرف بزنم ولی خواهش می کنم موضوع نرم افزار لیزرل رو جدی بگیرین...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 13:4  توسط نازبانو |